از زمان کودکی برایم جالب بود که پزشکان چطوری قادرند که اینهمه بیماریهای مختلف و درمانهای آنها را به خاطر بسپارند، طوریکه پس از شنیدن علائم بیماری فورا می توانند هم به تشخیص برسند و هم به درمان. بعدها از این فکر خنده ام می گرفت، چون فهمیدم قضیه به این سختی که فکر می کردم نیست. در اصل پزشکان با شناخت کلی که از بدن انسان پیدا می کنند قادر خواهند از علائم بیماری به تشخیص نوع اختلال و از آن به علتهای ایجاد اختلال برسند. از طرف دیگر نیز با شناختی که از انواع مختلف درمانها دارند قادر خواهند بود مناسبتریت راهکار های حل مشکل را تشخیص دهند.  به عقیده من سیاستمداران خوب هم همینگونه هستند. از مطالعه مشکلات جامعه شروع کرده و در نهایت راهکارهائی را پیشنهاد می کنند که باعث حل مشکلات شوند. در شرایط کنونی نیز من معتقدم باید اندیشمندان مشکلات را طوری نقد کنند که بشود از آن به یک رای حل منطقی رسید. ّدرکل هدف اصلی باید در تشخیص این مطلب باشد که چه باید کرد تا براساس عمل به آن به یک آینده بهتری رسید.