بر خلاف آنچه که توصیف می شود٬ در غرب نیز وفاداری در روابط زن و مرد بسیار مهم و مورد حساسیت همگانی است. چنانچه از عدم وفاداری به عنوان تقلب و یا دغل (cheating) یاد شده و حتی دو دوست نیز در اکثر موارد نمی خواهند در رابطه شان پای شخص دیگری درمیان باشد. اگر کسی نیز- چه مرد و چه زن-  بر خلاف این قاعده عمل کند و طرف مقابل بخواهد این رابطه را پایان دهد٬ جامعه حق مسلم را به او می دهد.  در جوامع دیگر نیز این مسئله کمابیش عمومیت دارد. چیزی که متفاوت است اول شکل برخورد با مسئله و دوم عدالت است. یعنی اینکه در برخی جوامع آنقدر این مسئله در قالب الفاظی مانند بی غیرتی٬ بی شرفی و بی ناموسی قبح زیادی پیدا می کند که از طرف مقابل می خواهند خود راسا بدون پیگیری از کانالهای حقوقی و قانونی مرتکب را به اشد مجازات برساند و گرنه شخص دچار بی آبرویی شده٬ از طرف اکثر افراد مورد تمسخر و طعنه قرار گرفته و تمام اعتبارات اجتماعی خود را از دست می دهد. از طرف دیگر در بیشتر این جوامع این مردها هستند که ممکن است بی غیرت و بی ناموس شوند و جامعه از زنان درصورت مواجه با بی وفایی مردان خود انتظار اعمال مشابهی ندارد.